قد خدا دوستت دارم ...
وقتی نگات میکردم ، شعر نگفته دیدم
تو رو مثل گل سرخ ،تازيه تازه دیدم
چو دانه های شبنم ، خنک مثل سحرگاه
صدف میشم به دورت ، ای مروارید دریا
آتش عشق ،تو چهرت ، سرخی لاله داره
همیشه از نگاهت ،مهربونی میباره
تو که، رو ممبر عشق، به سجدگاه نشستی
پرستش یگانه خدای خود نشستی
برو از خودش بپرس از خود خدا بپرس
که من چقدر دوستت دارم
مثل خدا دوستت دارم ،قد خودش دوستت دارم
دیوونه وار دوستت دارم ،عاشقونه دوستت دارم
قد خدا دوستت دارم
عشق منو باور کن
حرف منو باور کن
حقیقت صدای قلب منو ،باور کن
برای ابراز عشق، اندازه ای نداشتم
اگر کردم جسارت ،من چاره ای نداشتم
برو از خودش بپرس از خود خدا بپرس
که من چقدر دوستت دارم
مثل خدا دوستت دارم، قد خودش دوستت دارم
دیوونه وار دوستت دارم، عاشقونه دوستت دارم
قد خدا دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()

صدف هاي شكسته...
از صدف هاي شكسته و جان داده بيزارم چرا كه سرنوشت بي تو بودن را بيادم مي آورند...
مرواريد هاي نقره اي كه در ميان صدف هاي زنده اند را دوست دارم چرن كه هميشهبودنم در آغوشت را
بيادم مي آورد...
صدف ها اگر لحظه اي غفلت كنند به جرم از دست دادن عشقشان" مرواريد" بايد براي هميشه تنهايي
بودن را تجربه كنند...
مهربان بي تو من اين گونه ام...
بي تو من زنده خواهم بود نمي توانم زندگي كنم...
بي تو جسمم هست و من نفس مي كشم اما روحم بي تو مي ميرد مي ميرد تو رادوست داردچرا كه
نيمه ا ش هستي تنهايش نذار تنهايم نذار
چرا كه روح و جسم بي هم هيچند و با هم همه چيز...
برگرد مهربان و با آمدنت تنفس دوباره زنده شدن را به من ببخش و قدرت د وباره روييدن را..
حسرت!!!
دوست دارم برم توي حياط و بشينم ستاره ها رو تماشا كنم.
د وست دارم يه پالتو بندازم روي شونه هام كه سرما حاليم نشه و برم تا پاسي از نيمه هاي شب زير
آسمون آبي پر از ستاره بشينم.
زير هوايي كه از سرما كرم هاي زير خاك باغچه مي خوان منجمد بشن...
روي زميني كه سنگهاش داره از سرما ترك برميداره و خون در بدنم منجمد ميشهديگه توان گردش رو
ندارن...
دوست دارم با ستاره ها حرف بزنم.
ميدونم كه هيچكس و هيچ چيزي حتي ستاره ها، ونيز،جاي تو رو برام نمي گيرن
ولي ميدونم كه ستاره ها ميتونن سوزش تركهاي قلبم كه با خنجر بي وفاييت رو
فلبم حك كردي رو كم كنن...
دوست دارم بمونم وكمي از وقتمو با ستاره ها بگذرونم تا كمي غم نبودن تو رو براي
لحظه ايي از يادم ببرن...
اما مثل اين كه هواي سرد دلش نمي خواد كه من مهمونش باشم .
آرهVeniz اگه تو بودی.
هيچكدوم از اين بهانه ها ديگه وجود نداشتن كه من بخوام بدون تو خلوتمو
با ستاره ها بگذرونم...
اگه تو بوديديگه من خودم رو عاشق بي معشوق تنها نميدونستم...
اگه تو بوديديگه شايد هم حسرت اين روزگار رو نمي خوردم... حسرتقدم هايي كه
با تو هستن...
حسرتعاشقايي غير از من كه براي تو مي ميرند... حسرتفصل پاييز براي دوباره
بهار رسيدن... و حسرتمن براي رسيدن به تو...

اینو تقدیم میکنم به خوشگلترین تو دنیا ((Veniz)):
دیوونتم، دیوونتم ، دیوونه!!
شب شده، ساکته دوباره خونه
میگرده دل ، دنبال یک بهونه
میگرده باز، گنجه خاطراتو
پی یک حرف ناب عاشقونه
عکس تو رو باز میذاره روبه روش
که تا ته شب واسه تو بخونه
دلم تو التهابه که چه جوری
قدر چشای نازتو بدونه
تو عصری که قحطی عطر یاسه
اما به جاش دوست دارم گرونه
کافیه اسمتو یک جا ببینم
تا حس شعرم بزنه جوونه
من نمیتونم بگم اندازشو
اینو فقط شاید خدا بدونه
محاله که عشق ما رو ندونن
برو سوال کن از گلای پونه
اگه بخوان خیلی کم از تو بگن
میگن همون که خیلی مهربونه
مهم ولی تویی که اسم نازت
با من یک جایی پشت آسمونه
اونا نمیدونن ستاره هامون
دوتاست ولی تو یک کهکشونه
اینو بخون تا دوباره بدونی
ديوونتم، ديوونتم ، ديوونه!!
دوستت دارم...
خواستم اسمتو بزارم خورشید ترسیدم یه روز غروب کنی
خواستم اسمتو بزارم گل ترسیدم یه روز پژمرده بشی
میخوام اسمتو بزارم جونم که اگه خدایی نکرده یه روز رفتی
منم برم
اونی که همیشه می خنده و میره
نمی دونه که یاد چشماش شبا
خوابو از چشمام می گیره
زندگي جز با تو برام حرومه
اكه نياي كار دلم تمومه
دوستت دارم...عاشقتم...تا آخر عمر
توروخدا تنهام نذار
من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها قامتم یک بستر نرم
یک عزیز دردونه بودم
پیش چشم خیس موجها
یک نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت
دلم انگار زیرورو شد
برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی
انگار
نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن
حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم
بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد
از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا
من و دل اما نشستیم
چشم به راهت لب دریا
دیگه رو خاک وجودم
نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن
میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم
داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن
باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه
قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت
باز یک گوشه ای می مونم


