تبليغاتX
Mo0nlight - عاشق ترین, تنهاترین, رسواترین و ...

Mo0nlight

(¯`·.·´¯`·. Only To0hi .·´¯`·.·´¯)

عاشق ترین, تنهاترین, رسواترین و ...

 

سلام به همه عاشق ترينها, تنهاترينها, رسواترينهاي مثل ... 

 

راستش نميخواستم اصلا راجع به عشق چيزي بنويسم ولي دلم طاقت نياورد.

 

 

 


به نظر من از عاشقترین خواننده های ایرانی یکی سیاوش.ق باشه ویکی هم شادمهر که من هر دوتا

شونو خیلی دوست دارم.

یکی از آهنگهای سیاوش که من خیلی دوستش دارم براتون مینویسم :

                                                          تنهاترین!!!

من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره             اونی که تنهاترین حتی سایه هم نداره

این منم که خوبیهامو کسی هرگز نشناخته               اون که در راه رفاقت همه هستیشو باخته

هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفربود           ادعای هر رفاقت واسه من چه زودگذر بود

هر کی با زمزمه عشق دو سه روزی عاشقم شد       عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد

اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید       همه هراسو ترسش به دروغش نمی ارزید 

                                    چه اثر از این صداقت  چه ثمر از این نجابت

                         

 وقتی قد سر سوزن به وفا نکرديم عادت  


یک چیز جالب میخواهم بگم

به نظرمن یکی از بهترین  نعمتهایی که خدا به ما انسانها داده   است .

واقعا به نظر شما اگه گریه نبود ما آدمها وقتی که دلمون پره وقتی که از همه چی  خسته ایم  وقتی تک و

 تنها هستیم چی کار میکردیم

منتظر نظرات شما هستم..........

 

 


             حسرت دوست داشتن تو همیشه بوده و هست.

 

گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد            میروم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد

 

 

خوش به حالت تکه سنگ

که نداری دل تنگ....


دخترا نخونن

واسه بعضی دخترهای امروزی : آخر يه روز تيک ميگيری لباسهای شيک ميگيری

بابات را ميکنی کچل تا بينی رو کنی عمل با همراهت زنگ ميزنی عينک رنگ رنگ ميزنی

 اين دل و اون ميزنی هي به موهات ژل ميزنی جنس لباسات تريکو موزيک فقط از انريکو

جوراب های فسقلکی روسرهای الکی با اشوه های شُتری ميشينی پشت موتوری

 تو خيالت خيلي تکی فکر ميکنی با نمکی خوشی با اين تيپ خفن حالا

قشنگی مثلا ؟


 

و يکی ديگر از بهترِين آهنگهای سياوش قمِشی که آدم وقتی بهش گوش ميده بغض ميکنه

 

این آهنگ هم تقدیمش میکنم به تنها عشقم تو  دنیا :  

 

 

دو دلِي!!

 

آخه من هيچی ندارم که نثار تو کنم

تا فدای چشهای مثل بهارت تو کنم

 

ميدرخشی مثل يک تيکه جواهر توی جمع

من ميترسم عاقبت يک روز قمارت بکنم

 

من مثل شبهای بِي ستاره سرد و خاليم

خب ميترسم جای عشق غصه رو يارتو کنم

 

تو مثل قصه پر از خاطره هستی نميخوام

من بي نشون تو رونشونه دارت بکنم

 

تو که بی قراره ديدن شب و ستاره ای

 واسه ديدن ستاره بی قرارت بکنم

 

مثل دريا بی قراری نمی تونی بمونی

من چرا مثل يک برکه موندگارت بکنم

 

من مثل شبهای بي ستاره سرد و خاليم

خب ميترسم جای عشق غصه رو يارتو کنم

 

تو مثل قصه پر از خاطره هستی نميخوام

من بِي نشون تو رونشونه دارت بکنم

 

تو بگو خودت بگو با تو بمونم يا برم

آخه من هيچ نمی خوام که غصه دارت بکنم 

 

 

 


گاهی وقتها که دل آدم  میگیره آدم  از زندگی از همه دنیا  خسته میشه و همه دنیارو نفرین میکنه .

ولی بعد یک مدت که منطقی فکر میکنه  میبینه که زندگی ارزش این حرفها رو نداره و به جای اینکه ما

به ساز دنیا برقصیم  دنیا رو به ساز خودمان  برقصونیم  

 

                            


              برای او که می داند  دوستش دارم ...

 

گاهی سخته گفتن آنچه که درون ماست

 

گاهی سخته قبول آنکه عاشق شدی

 

خدایا دیگر طاقت دوری و انتظارم نیست

 

اگر باز هم  ....   اگر بازهم او...

 

قلبم خسته است  ...  خسته تازه التیا م یافته !!!!!!!

 

آخر مگر تا کی ، کجا ....

 

میتوان این قلب خسته را وصله کرد؟؟؟؟

 

روزی میرسد که دیگر وصله ای بر آن نتوان کرد ...

 

آنوقت چه کنم خدایا .......!!!!

 

میدانی که با توام ...

 

با تویی که تو غربت دلت گرفته...

 

حرفهایت دلم را لرزاند چون قدیما ...

 

اشک مریز، گریه مکن،

 

با تو هستم و میمانم در کنارت

 

اکنون دیگر میتوانم بگویم که قلبم نزد توست

 

آن دورها.... اما چه نزدیک

 

من دیگر چه دارم که بمانم ؟!

 

همه چی در  دست توست ....

 

میترسم که بیایم ....

 

و چون سر رسم باز سرابی بیش نبینم ....

 

خو میدانی که چه سخت است !

 

حرفهایت ،همه را شنیدم

 

بوی خوب احساس را از آنها حس کردم

 

همه بر دلم نشست و عشق برای اولین بار در دل و خاطرم جوانه زد

 

و باز انتظار

 

کاش بيايی و تمام وجودم رو سر پا عشق کنی

 

 


  در جاده های انتظار منتظر کسی هستم


شاید بیاید
.


با آمدنش


پایان غمهایم،


التیام دردهایم،


روزهای خوش زندگی ام فرا خواهد رسید
.


در لابه لای امید و آرزوهایم،


نام خوش زندگی ام


فقط نام تو میدرخشید
.


درفراسوی خیالم


با نگاه تو به آینده مینگرم
.


در گلستان زندگی ام


تنها به تو می اندیشم.

 

 


رسواترين عاشق!!

 

 

نگاهي میکنی ما رو مگه عاشق ندِيدی تو

 

يا شايد ديدی و

 

رسواترين عاشق نديدی تو

 

يا ما مجنونيم و خونه خرابی عالمی داره

 

يا عشقت مونده و دست

 

از سر ما بر نميداره

 

خدايِيش فرقی هم انگار نداره

 

يا اگه داره دل رسوای ما بند کرده و

 

 باز هم گرفتاره

 

الهی دل خوشی  باشه پناهت

 

گلهای رازقی تن پوشه راهت

 

الهی خوش خبر باشه قناری  بخونه تا  خروس خون چشم به راهت

 

صفای ديدنت ای قصه نور

 

منو با خودت ببر تا آخر دور

 

گلهای پیرهنت ياس و اقاقی

 

بمونم منتظر تا قصه باقی

 

 


انتظار!!

 

 

واژه غريبي است ...

 

واژه ای  که روزها يا شايدم ماههاست که با آن خو گرفتم

 

که چه سخت است انتظار

 

هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من!

 

خواهم ماند تنها در انتظار تو

 

چرا نوشتم در  برگ تنهاييم براي تو، نميدانم ؟

 

شايد که روزي بخوانند بر تو ، عشق مرا ...

 

مي دانم روزي خواهي آمد ، مي دانم ...

 

گريان نمي مانم ، خندانم

 

براي ورودت اي عشق

 

وقتي به يادت مي افتم ، به ياد خاطراتت...

 

نوشته هايت را مرور مي کنم ، يک بار ... نه ...بلکه صدها بار

 

وجودم را سراسر عشق فرا مي گيرد ...

 

و اشک شوق بر گونه هايم روانه مي شوند...

 

تنها مي گويم هميشه در قلب مني !!!!!!

 

مي دانم که باز خواهي گشت ...... مي دانم !!!!

 

به ياد لحظات خوش انتظار و تنهايي ...

 

به ياد او و تقديم به او ...

 

 

 


 

نمی زارم نوازش کسی شب ناز مژه هاتو خواب کنه 

نمی زارم خونه آرزوموکسی با اومدنش خراب کنه

نمی زارم یه غریبه بانگاش پادشاه دل بی ریات بشه

من میخوام خودم پرستشت کنم

نمی زارم که کسی خدات بشه

 

 


 کاش در کنارت بودم ...

کاش در کنارت بودم تا اين همه احساس تنهايی نمی کردم و از فراقت اشک نمی ريختم ...

تا قبل از اين نمی دانستم که دوری از يار مهربان اينقدر جانکاه است ..

نمی دانستم شب های فراق چقدر طولانی و تاريک و روزهايش ابری و بارانيست ..

اما با دوری از تو ، تنها عشقم ، از آموزگار هجرت اين درس ها را گرفتم و اکنون از طول ثانيه

های طولانی بی تو بودن نيز خبر دارم ...


امروز ميخواهم يک آهنگی براتون بنويسم که واقعا خيلی عاليه .

اين آهنگ محسن چاووشی و محسن يگانه با هم خوندن.

اين آهنگ تقديم ميکنم به My L0ve  که اين آهنگ خيلی دوست داره ...  

 

نشکن دلمو!!!!

 

 

سرگرمی تو شده بازی با اين دل غمگين و خستم

 

يادت نمياد اون همه قول و قرارهايي که با تو بستم

 

با اين همه ظلم تو ببين باز چه جوری

 

 پای اين همه قول قرار من نشستم

 

نشکن دلمو

 

به خدا آهم ميگيره دامنتو عاقبت يک روز

 

نگو بی خبری

 

نگو نميدونی دلم پر از يک نفرين سينه سوز

 

نگو بی خبری

 

نگو نميدونی وقتی که نيستی

 

گريه شده کاراين دل عاشق ، شب و روز

 

ديوونه نکن

 

دلمو آهم ميگيره دامنتو عاقبت يک روز

 

نگو بی خبری

 

نگو نميدونی دلم پر از يک نفرين سينه سوز

 

نگو بی خبری

 

نگو نميدونی وقتی که نيستی

 

گريه شده کاراين دل عاشق ، شب و روز

 

نشکن دلمو ...

 

 

 


 

 

اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن

با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن

زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن

زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن

مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت

از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن

دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار

اين شرر از من مگير از نو سياه پوشم مكن

چون صبا در جستجو خود به هر سويم مكش

همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن

اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز

هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 18:22  توسط Mo0nlight  |